ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

156

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

را كه مىخواست از مرو با لشكر خود به سلطان ملحق شود كشتند . اين خبر به سلطان رسيد . قضا را در آن روزها خبر يافته بود كه امير انر و مؤيد الملك بن نظام الملك در عراق سر به عصيان برداشته‌اند . از اين رو به كار مرو نپرداخت و رهسپار عراق شد . آنگاه اميرداد [ 1 ] حبشى بن التونتاق [ 2 ] را با لشكرى به نبرد آن دو فرستاد . اميرداد حبشى به هرات رفت و درنگ كرد تا سپاهيانش را بسيج كند . آن دو پيشدستى كردند و لشكر آوردند . اميرداد حبشى چون ياراى مقاومت در خود نديد از جيحون بگذشت و آن دو از پى او برفتند . يارقتاش برقودن سبقت گرفت و بر لشكر امير - داد زد اميرداد او را شكست داد و به اسارتش گرفت . چون خبر به قودن رسيد لشكريانش بر او شوريدند و او خود به بخارا گريخت . فرمانرواى بخارا او را دستگير سپس آزاد نمود . او پس از رهايى نزد سنجر رفت و سنجر او را به گرمى بپذيرفت . يارقتاش در نزد اميرداد حبشى در اسارت بماند و خراسان از فتنه‌انگيزان و شورشگران بياسود . اميرداد در خراسان فرمان مىراند . او محمد بن انوشتكين را بر كشيد و حكومت خوارزم داد . محمد بن انوشتكين كفايت و لياقت خود را نشان داد دوستدار اهل علم و اهل دين بود . علما را مقرب خود مىساخت با رعيت به دادگرى رفتار مىكرد صيت نام نيك او به همه جا رسيد و مقام و مرتبتى ارجمند يافت . چون سنجر شاه بر خراسان استيلا يافت محمد بن انوشتكين را در مقام خويش ابقا كرد و بر مقام او بيفزود . برخى از ملوك ترك لشكر گرد آورده آهنگ خوارزم نمودند . در اين هنگام محمد بن انوشتكين در مستقر حكومت خويش نبود . فرزند اكنجى كه پدرش پيش از اين امير خوارزم بود و طغرلتكين محمد ناميده مىشد به تركان پيوست و آنان را به گرفتن خوارزم تحريض كرد . اين خبر به محمد بن انوشتكين رسيد . نزد سنجر كس فرستاد و از او يارى خواست و خود به خوارزم به جنگ تركان رفت تركان و طغرلتكين محمد هر يك به سويى گريختند . محمد بن انوشتكين به خوارزم در آمد و با اين اقدام بر اعتبار او در نزد سنجر افزوده شد . و اللّه سبحانه و تعالى ولى التوفيق . لا رب سواه .

--> [ ( 1 ) ] متن : اميرداود . [ ( 2 ) ] متن : ايتاق .